تبلیغات
قو آنلاین - لطیفه های ایرانی

مرتبه
تاریخ : 1390/11/10

یارو میره مشهد حرم امام رضا (ع),  یهو یک دختر خوشگل میآد تو حرم. طرف میره پشت حرم قائم میشه تا دختره رو دید بزنه. دختره میآد شروع به حاجت خواستن می کنه. میگه: خدایا  به من زیبایی دادی, پدر مادر خوب دادی, شرایط مالی خوب دادی, یک شوهر خوب هم نسیبم کن دیگه هیچی نمی خوام. یک دفعه یارو از پشت حرم میآد بیرون میگه: ااااااا امام رضا هول نده خودم دارم میرم!!!

یه روز توریسته از یه محله تو اصفهان رد می شده، می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره، می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده عزیزم! دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم

توی یه تاكسی یه زنه با بچهاش و یه مرد تنها نشسته بودن زنه میخواسته به بچهاش شكلات بده!
هی میگه : میخوری یا بدم این آقا بخوره میخوری یا بدم این آقا بخوره ، 5 دقیقه همینجوری میگذره .
آخرش مرده شاكی میشه به بچهه میگه : عزیزم تكلیف مارو روشن كن اگه میخوریش من پیاده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته!

یارو میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو!
طرف میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی؟!!!

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نگاه میکردن.

انگلیسیه میگه:  چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند!
فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!! حتماً فرانسویند!
ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن!  تازه، حتما فکرمیکنن توی بهشتن!!! نه بابا اینا صد در صد ایرانیند!

 فری کنکور داشته میره سر جلسه، سوالها رو که پخش میكنند، اول یك پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالا خیره میشه!!! 

بعد یك بیست پنج تومنی از جیبش درمیاره شروع میكنه تند تند شیر یا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. 
بعد 40-50 دقیقه یارو ممتحنه میبینه فری خیس عرق شده!!! هی داره یك سكه رو میندازه بالا ، زیر لب فحش میده. 
میره جلو میپرسه: داری چیكار میكنی؟ 
میگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك میكنم
 

 یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…

لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه…
پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:
“ما باید این آقا رو بازداشت کنیم،ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما”
داشتی دنده عقب میرفتی!
 

غضنفر داشته تو لس‌آنجلس قدم میزده، یهو داریوش رو میبینه، بدو بدو میره جلو، میگه: سلام آقا داریوش! داریوش میگه: سلام هموطن! غضنفر كف میكنه، میگه: اوووف! عجب كیفیتی!!!

به غضنفر می گن اگه یه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چی كار می كنی ...؟ می گه ازش سبقت می گیرم

بر در ورودى کلیسائى نوشته شده است: اگر از گناه خسته شده اى وارد کلیسا شو! رندى زیر آن نوشت: اگر نه، با شماره زیر تماس بگیر!

مسلمانی در ماه مبارک رمضان گوشت بریان کرده ای را می خورد, یهودی از راه رسید و با او شریک شد  مسلمان گفت: ای یهودی ذبیحه ی ما بر یهود حرام است
یهودی گفت: ای مرد  همانا من در مرام یهودی گری همانند توام در آیین اسلام

یه اصفهانی می گن اگه سردت شد چیكار می كنی؟ می گه میرم بغل بخاری.
می گن اگه خیلی سردت شد چی؟می گه میرم به بخاری نزدیك تر میشم.
می گن اگه خیییلی سردت شد چی ؟میگه میرم به بخاری می چسبم.
می گن اگه خیییییلی خیییلی سردت شد چی ؟می گه میرم بخاری رو روشن می كنم

تو زلزله بم یه آبادانی و از زیر آوار بیرون میارن .
بلند می شه خودشو می تکونه می گه : ها ولک ویبره موبایلو حال کردی




طبقه بندی: طنز و سرگرمی، 
برچسب ها: جوک، لطیقه ی سال 90، لطیفه های سال91، جوکهای دسته اول، جوک دسته اول،
ارسال توسط محمدرضا م.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ